سایناى نازمسایناى نازم، تا این لحظه 8 سال و 15 روز سن دارد
پیوند آسمونی ماپیوند آسمونی ما، تا این لحظه 12 سال و 6 ماه و 24 روز سن دارد

ساینای نازم

کلاس نقاشی

امروز21/2 ساعت 5 اولین جلسه کلاس نقاشی بود,همکلاسیات 4سال به بالا بودن و تو از همشون کوچیکتر بودی,فکر نمیکردم بشینی سر کلاس ولی خداروشکر نشستی,ولی خیلی با خانم مربی همکاری نمیکردی  تو عالم خودت بودی و تو دفترت نقاشی میکشیدی(به عبارتی خط خطی میکردی),مربی میگفت شعر بخونید همه خوندن ولی تو نخوندی,بعد از نقاشیم خانم مربی بردتون تو محوطه توپ بازی... کلاس که تموم شد خانم مربی خداحافظی کرد رفت میگی مامان چرا رفت؟من شعر نخوندم رفت؟؟؟ ساینازم عشق من وقتی تو کلاس بودی ناباورانه داشتم به این فکر میکردم که دختر کوچولوی من داره بزرگ میشه,دیگه نی نی نیست,دیگه میتونه بره بیرون با بچه ها باشه بازی کنه,بدوه,دخت...
26 ارديبهشت 1392

زلزله.....

وای خدا جون چقد زلزله ترسناکه..... 23/2/92  حدودای ساعت 3 زلزله اومد همه خواب بودیم از صداش و تکونش خیلی وحشت کردیم..... اینقد حول کرده بودم همش تو و بابا اشکانو صدا میزدم.... نازگلم بس که تو خواب میغلتی تو تاریکی نمیدونستم کجا پیدات کنم اینقد دنبالت گشتم تا دستتو دیدم و کشیدمش و بغلت کردم دویدم بیرون,خدارو شکر بیدار نشدی و چیزی از زلزله نفهمیدی,فقط وقتی برگشتم داخل بدون اینکه چشمتو باز کنی گفتی مامان بریم سر جامون بخوابیم... ترسیدیم پس لرزه داشته باشه واسه همین دیگه تو اتاق نرفتیم و بیرون خوابیدیم,صبح تا بیدار شدی میگی مامان چرا اینجا خوابیدیم چرا سر جای زهرا خوابیدیم...کلی واست سوال شده بود مامانی الهی قربونت برم نفس...
26 ارديبهشت 1392
1